تبليغاتX
سبوی شکسته - ناگفته ها

به نام يزدان پاك

 

سلام و درود بر دوستان گرامي و بر خواننده عزيز پس از چندي تاخيرغزلي  تقديم حضور مي گردد ان شاء الله پسند خاطر دوستان واقع گردد:

 

ناگفته هايي در دلم هر لحظه سر وا مي كند

بيرون اگر از دل شود صد شور بر پا مي كند

كي ياد شيرين مي رود از تيشه و از بيستون

اين قصه هر دم ديده را توفان دريا مي كند

در اوج مستي آشنا شد سينه پر درد ما

هر زخم عشقت سينه را صحراي سينا مي كند

با ما غزلها خواندي و در ياد من آخر نبود

شرح غزلهاي ترا خورشيد معنا مي كند

بنگر به عمر رفته ات بشنو صداي ساز وي

دائم خبر از ديده گريان فردا مي كند.

+ نوشته شده توسط حسین در یکشنبه ششم مرداد 1387 و ساعت 1:26 |


Powered By
BLOGFA.COM


Gozar.com Poll code -->