تبليغاتX
سبوی شکسته

با سلامی دوباره و با عرض پوزشی فراوان از دوستانی که منتظر ماندند این روزها وقتی نیست . با غزلی  مهمان شوید:

من گم شدم درون خودم لحظه ای بیا

بنگر مرا و سپس رو به هر کجا

عاشق نبوده ای که ببینی چه می کشم

هرگز نبوده ای به غریبی تو آشنا

دیوار زندگی نه همین نقش پرخطاست

در پشت آن چه حکایت بود روا

ساقی سپرده به من جام دیگری

اکنون که خم شده پشتم ز غم دوتا

کردم سفر که بدانی نبوده ام

راضی به خیسی چشم تو دلربا

+ نوشته شده توسط حسین در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 23:56 |


Powered By
BLOGFA.COM


Gozar.com Poll code -->